

لازمه ي شكر عملي امام عليه السّلام ياري ايشان با «عمل» است. هر كس در هر موقعيّت و امكانات بايد در حفظ و اداي حقوق اين نعمت بزرگ، تلاش كند و از هر كاري كه از دستش بر مي آيد، فروگذار ننمايد. در اين صورت است كه «نصرت» امام عليه السّلام به «يد» تحقق مي يابد. با اين ترتيب مي توان گفت كه از جهتي مهم ترين شكل ياري امام عليه السّلام اين است كه انسان در خلق و خوي و رفتارهاي فردي و اجتماعي، هر چه بيشتر به رنگ ائمّه عليهم السّلام در آيد تا بتواند در عمل به تبليغ دين و ياري امام زمان عليه السّلام بپردازد.
تبليغ عملي دين
تبليغ صحيح دين تنها به وسيله ي زبان محقّق نمي شود، بلكه عمل شخص مبلّغ بايد تصديق كننده ي كلامش باشد؛ در غير اين صورت گفتارش غالباً اثرمنفي دارد.
امام صادق عليه السّلام توصيه فرموده اند:
مردم را بدون (بهره گيري از) زبان هايتان دعوت به خوبي ها كنيد، تا از شما كوشش در امر دين و صداقت و ورع ببينند. (1)
مردم عموماً نحوه ي عملكرد مبلّغين دين را بيشتر از سخنانشان مورد توجّه قرار مي دهند. و اگر كساني كه به اهل بيت عليهم السّلام ارادت دارند، در اعمال خويش خطا كنند، در حقيقت موجبات سرزنش مواليان خود را فراهم كرده اند.
امام صادق عليه السّلام تأكيد فرموده اند:
مبادا عملي انجام دهيد كه ما به آن سرزنش شويم، زيرا فرزند خطاكار با عملش باعث سرزنش پدر خود مي شود. (2)
به ادامه ي مطلب مراجعه فرماييد ...
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط ميثم طاهري در
۶ بهمن ۱۳۹۰- موضوع: مقالات مهدويت، انتظار و...-
نظرات (0)
لينك
مطلب

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزديك شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى گذارم و مىروم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود».
در حجهالوداع در هنگام رمى جمرات فرمود: «مناسك خود را از من فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد».
روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بنابىطالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده اند شما از مرگ پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد».
به ادامه ي مطلب مراجعه فرمائيد ...
ادامه ي مطلب ...


دعا و توسل دو مفهوم عميق و دو اصل ريشهدار در فرهنگ اسلامي و معارف آسماني و از نيازهاي فطري انسانها بلكه موجودات ديگر عالم است. دعا كليد فتح و سلاح مؤمن و وسيله نجات است. در قرآن كريم بر مفهوم بلند دعا فراوان تأكيد و عنايت شده و از مؤمنان خواسته شده كه دعا را در كليه حالات و احوال فراموش نكنند.
خطاب و نداي «اُدعوني أستجب لكم؛ [مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.]1» براي هميشه تاريخ و همة جانهاي تشنه و دلهاي عاشق و گوشهاي شنوا و زبانهاي اهل دعا ندايي دلپسند و دلنشين و جانبخش است و در انسانها روح اميد و نشاط را زنده ميكند و مايه بيداري و حيات ميگردد. و سخن:
«اگر دعاي شما نباشد خداوند هرگز به شما عنايت و اعتنا نخواهد فرمود».2
نيز درس بزرگ و آموزنده ديگري است كه از غفلتها و جهالتها و غرورها و خودفراموشيها برحذر ميدارد.
دعا مخ عبادت و جوهره عبوديت است.
در سيرة نبي اكرم و ائمه هدي(عليه السلام) درسهاي فراواني در اينباره نهفته است كه لازم است نسبت به آن توجه جدي مبذول گردد.
از آن جمله وسيله قرار دادن پيامبر و اهلبيت(صلي الله عليه وآله) است. دراينباره به جملاتي از دعاي عرفه امام حسين(عليه السلام) كه خود از بهترين و عميقترين دعاها و مناجاتها است اشاره ميكنيم:
«بار پروردگارا، در اين شامگاه و شبي كه آن را شرافت دادهاي و عظيم قرار دادهاي به وسيله پيامبرت محمد(صلي الله عليه وآله) و رسولت و برگزيدهات از ميان خلق و امين تو بر وحي كه بشارتدهنده و هشداردهنده است، و چراغ روشن هدايت است كه او را بر مسلمانان نعمت دادي و رحمت بر عالميان قرار دادي؛ به وسيله اين پيامبر به تو توجه نموده و توسل ميجوييم و آن وجيه در پيشگاه تو را شفيع و وجه و وسيلة توجه به سوي تو قرار ميدهيم».
به ادامه ي مطلب مراجعه فرمائيد ...
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط ميثم طاهري در
۲۹ دى ۱۳۹۰- موضوع: مقالات مهدويت، انتظار و...-
نظرات (0)
لينك
مطلب


حيات انساني و معقول بشر در گرو پيوند با حقايق وحياني قرآن كريم است، زيرا وحي، يگانه عامل زندگيبخش بشر و پيروي از دستورها و آموزههاي آن، زمينهساز باريابي به زندگي معقول و مطلوب است:
استجيبوا لله و للرّسول إذا دعاكم لما يحييكم1؛ [اي كساني كه ايمان آوردهايد، دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامي كه شما را به سوي چيزي ميخواند كه شما را حيات ميبخشد.]
من عمل صالحاً من ذكرٍ او انثي و هو مؤمنٌ فلنحيينّه حيوة طيّبة؛2[هر كس كار شايستهاي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي كه مؤمن است، او ر ابه حياتي پاك زنده ميداريم.]
عترت طاهره كه يكي از دو ثقل به جا مانده از رسول گرامي است، همتاي قرآن و همدوش آن است و بر همين اساس، احكامي كه دربارة قرآن ثابت است، در مورد عترت طاهره نيز ثابت خواهد بود. از اين رو ارتباط با امام عصر(عليه السلام) نيز زندگيبخش و تأمين كننده حيات معقول و مطلوب آدمي است، چون نبي مكرم اسلام(صلي الله عليه وآله) ـ چنان چه قبلاً بيان شد ـ عدم معرفت و پذيرش ولايت امام معصوم زمان را ماية مرگ جاهلي برشمردند و آن چه نبودش مرگ جاهلانه ميآورد، بودنش حيات عاقلانه را تأمين خواهد كرد و آن كه معرفت و ولايت را فهيمد، همواره خويش را در معرض ارتباط با امام معصوم عصر خويش مينهد.
به ادامه ي مطلب مراجعه فرمائيد ...
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط ميثم طاهري در
۱۵ دى ۱۳۹۰- موضوع: مقالات مهدويت، انتظار و...-
نظرات (0)
لينك
مطلب


اميد به آينده، ثمرهى انتظار صحيح و سازنده
اين انتظار به معناى آن است كه وجود ظلم و ستم در عالم چشمهى اميد را از دلهاى منتظران نمىزدايد و خاموش نمىكند. اگر اين نقطهى اميد در زندگى جمعيتى نباشد، چارهاى ندارد جز اينكه به آيندهى بشريت بدبين باشد ... . اما آن ملتى كه به آينده اميد دارد، مىداند كه روزگار تمام شدنى است و دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهرهى حق ، همهى قلههاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشمانداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد، معناى انتظار دوران امام زمان اين است . (1)
انتظار فرج، مايهى حركت جامعهى اسلامى
دلهاى شيعه با آن مركز ملكوتى و الهى در حال ارتباط و پيوند است. محبت آن وجود مقدس در دلهاى شيعيان موج مىزند ؛ با او سخن مىگويند؛ از او مىخواهند؛ به او اظهار ارادت و توسل مىكنند. اينها چيز كمى نيست! اين اميدى كه در دل يك انسان به وجود مىآيد، به بركت ايمان و اعتقاد و يقين به وجود منجى و به حضور منجى، خيلى داراى ارزش و قيمت است. يقينا مايهى حركتهاى بزرگ در جوامع اسلامى و در جوامع شيعى است و مايهى اصلى حركت عظيم انقلاب اسلامى ، همين عقيده و همين انتظار فرج است. (2)
اميد برگرفته از انتظار فرج، سامانبخش جامعهى اسلامى
شيعه ياد گرفته است كه با فضيلتترين اعمال، انتظار فرج است. معناى اين جمله آن است كه در هر شرايطى - ولو سختترين شرايط - شيعه حق ندارد مأيوس و نااميد شود. منتظر است ؛ منتظر فرج است ؛ منتظر گشايش و باز شدن افق است. نفس اين انتظار، به او نيرو مىدهد و او را قدرتمند مىكند، به او نشاط مىدهد. نيرو و نشاط و اميد هم ، هر جا باشد، زندگى به طرف سامان پيش مىرود، به طرف اصلاح حركت مىكند. اين، يك ابزار عمده در دست شيعه است كه از متن اعتقادات تشيع سرچشمه مىگيرد. اين ، چيز بسيار باارزشى است. (3)
لزوم وجود روح انتظار در زندگى
ما امروز براى انتظار، بايد باب بهخصوصى در زندگى خود باز كنيم. حقيقتا ملت ما بايد روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده كند. « ما منتظريم» يعنى اين اميد را داريم كه با تلاش و مجاهدت و پيگيرى ، اين دنيايى كه به وسيلهى دشمنان خدا و شياطين، از ظلمات جور و طغيان و ضعيفكشى و نكبت حاكميت ستمگران و قلدران و زورگويان پر شده است، در سايهى تلاش و فعاليت بىوقفهى ما، يك روز به جهانى تبديل خواهد شد كه در آن، انسانيت و ارزشهاى انسانى محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جايى براى اقدام و انجام خواسته و هوى و هوس خود پيدا نخواهد كرد. اين روشنايى، در ديدگاه ما نسبت به آينده وجود دارد. (4)
مقاومت ، ثمرهى روحى انتظار فرج
با ملتى كه روحيهى انتظار فرج دارد، هيچ قدرتى ياراى مقابله ندارد.(5)
امام زمان (عج ) كسانى را لازم دارد كه در مقابل پديدههاى تلخ و دشوار مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشينند تا بتواند با اينها وارد كار عظيمى بشود كه قرار است دنيا را متحول كند. حالا شما ببينيد تحول ايران چقدر دشوارى داشته . ما هفت سال است انقلاب كردهايم، تهاجمهاى جهانى و توطئههاى استكبار و مسايل داخلى چقدر در مقابل ما ايجاد [مشكل كرده است. حال تصور كنيد ] مشكلات زمان حضرت ولىعصر (عج) چقدر خواهد بود و ايشان بايد در مقابل همهى اين مشكلات بايستد. يك سيستم قوى نياز دارد كه افراد آن غيرمتزلزل باشند، بصيرت نافذ و راسخ داشته باشند كه هيچ مشكلى آنان را مردد نكند و امام عزيز ما اين گونه بود.
به ادامه ي مطلب مراجعه فرمائيد ...
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط ميثم طاهري در
۲۶ آذر ۱۳۹۰- موضوع: مقالات مهدويت، انتظار و...-
نظرات (0)
لينك
مطلب